«زیرا ذکر صلیب برای هالکان حماقت است، لکن نزد ما که ناجیان هستیم قوت خداست. اول قرنتیان 1 : 18
مرد جواني كه مربي شنا و دارنده چندين مدال المپيك بود، به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را كه درباره خدا و مذهب مي شنيد مسخره مي كرد. شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا كافي بود. مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون استخر شيرجه برود. ناگهان، سايه بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده كرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پايين آمد و به سمت كليد برق رفت و چراغ را روشن كرد. آب استخر براي تعمير خالي شده بود!
همانطور که در داستان فوق ملاحظه می شود، سایه صلیب شکل ورزشکار، احساس خاصی را در وجود او بوجود آورد و همین احساس باعث نجات او از مرگ قطعی شد. درست به همین شکل ذکر صلیب می تواند قوت خدا برای نجات باشد. «زیرا ذکر صلیب برای هالکان حماقت است، لکن نزد ما که ناجیان هستیم قوت خداست« (اول قرنتیان 1: 18).
اگر چه شاید منطقی به نظر نیاید اما کلام خدا می گوید: «زیرا که چون برحسب حکمت خدا، جهان از حکمت خود به معرفت خدا نرسید، خدا بدین رضا داد که بوسیله جهالت موعظه، ایمانداران را نجات بخشد» (21). زمانی می رسد که حتی قهرمان اُلمپیک نیز نمی تواند از خطر در امان باشد؛ همانطور که شاید یک احساس غیر قابل توضیح مثل سایه صلیبی که هیچ توجیه عقلانی و الهیاتی ندارد باعث نجات فرد مذکور شد، آیه 22 قرائت امروز امروز راه نجات را چنین توضیح می دهد: «زیرا که چون برحسب حکمت خدا، جهان از حکمت خود به معرفت خدا نرسید، خدا بدین رضا داد که بوسیله جهالت موعظه، ایمانداران را نجات بخشد» (22- 23).
در عهد عتیق وقتی که در اثر گناه مارهای سمی قوم را نیش می زدند و از بین می بردند؛ خداوند راه نجاتی فراهم نمود. و خداوند به موسی گفت: « مار آتشینی بساز و آن را بر نیزهای بردار، و هر گزیده شدهای كه بر آن نظر كند، خواهد زیست.» پس موسی مار برنجینی ساخته، بر سر نیزهای بلند كرد، و چنین شد كه اگر مار كسی را گزیده بود، به مجرد نگاه كردن بر آن مار برنجین، زنده میشد. (اعداد 21 : 8 و 9).
بیایید بر او بنگریم تا نجات یابیم!

No comments:
Post a Comment