Wednesday, April 21, 2021

حقایقی از کتاب مقدس برگرفته از کتاب در جستجوی شادی! ثمرۀ جستجو: مسیح!


به دو حقیقت از کتاب‌مقدس در کنار یکدیگر توجه نمایید.

حقیقتِ شماره ۱: خدا ما را برای جلال خویش آفرید.
«پسران مرا از جای دور، و دخترانم را از کرانهای زمین بیاور . . . او را به جهت جلال خویش آفریدم» (اشعیا ۴۳:‏۶-‏۷).

حقیقتِ شماره ۲: همۀ انسانها باید برای جلال خدا زیست نمایند.
«پس خواه بخورید، خواه بنوشید، خواه هرچه کنید، همه را برای جلال خدا بکنید» (اول قرنتیان ۱۰:‏۳۱).

هر دو حقیقت، تقریباً یکی هستند. این‌طور نیست؟ پس تفاوتشان در چیست؟ چرا این دو حقیقت، در یک آیه ترکیب نشده، و در دو آیۀ جداگانه عنوان شده‌اند؟ تفاوت در اینجاست که حقیقتِ شماره یک، از آنچه خدا مقرر نموده، سخن می‌گوید؛ و حقیقتِ شماره دو، به وظیفۀ ما اشاره می‌کند. جدا نگاه داشتن آنها، و قرار دادنشان در این ترتیب، گویای نکته‌ای بسیار اساسی دربارۀ واقعیت است. اگر این‌گونه نبینیم، به احتمال بسیار، انجیل را خبر ارزشمندی که به واقع هست، نمی‌بینیم؛ و مرگ سهمگین مسیح، صرفاً عملی بس مبالغه‌آمیز و فاحش به چشم خواهد آمد. نکتۀ اساسی این است که خدا منشأ همه‌چیز، و میزان سنجش همه‌چیز، و هدفِ همه‌چیز است؛ و در کل جهان هستی، اصلِ مطلب، خداست.
خدا چنین تدبیر نمود که ما برای جلالش زیست نماییم. سراسر کتاب‌مقدس چنین تعلیم می‌دهد؛ و از این‌رو، خواندگیِ زندگیِ ما، و وظیفۀ ما این است که برای جلال او زیست نماییم. خود را بیازمایید: آیا محبت خدا به شما بدین معناست که شما را در مرکز قرار دهد؟ و یا محبتش بدان معناست که به بهایی گران، با قرار دادن خویش در مرکز، شما را شادی جاودانه بخشد؟ شما به همین منظور آفریده شدید، اینکه در مرکز بودنِ خدا، شادی شما، و جلال خدا باشد.

حال، به دو حقیقت دیگر در کنار هم توجه نمایید.

حقیقتِ شماره ۳: همۀ ما آن‌طور که باید، خدا را جلال نداده، و از آن قاصر مانده‌ایم.
«همه گناه کرده‌اند؛ و از جلال خدا قاصر می‌باشند» (رومیان ۳:‏۲۳).

حقیقتِ شماره ۴: همۀ ما زیر محکومیت عادلانۀ خدا قرار داریم.
«مزد گناه، موت است» (رومیان ۶:‏۲۳).
این دو حقیقت نیز مانند دو حقیقتِ اول، می‌توانند در یک متن گنجانده شوند، این‌طور نیست؟ ما می‌توانیم چنین بگوییم: «از آنجایی که همۀ ما گناهکاریم، سزاوار محکومیت خداییم؛ ما سزاوار مجازاتیم.» ولی اگر چنین بگوییم، از نکته‌ای اساسی غافل می‌مانیم؛ و آنچه که از آن غافل می‌مانیم، همان چیزی است که حقیقتِ شماره سه بر آن تأکید می‌ورزد؛ و آن نکته این است که گناه، در اصل این نیست که ما چگونه با دیگران رفتار کرده‌ایم، بلکه آنچه ما را گناهکار می‌سازد، این است که ما چگونه با خدا رفتار نموده‌ایم.
طرح و تدبیر خدا برای خلقت، این است که خودش در مرکز قرار داشته باشد. خداست که در مرکز وظایف ما قرار دارد، چرا که ما مخلوقیم؛ و در مرکز قرار داشتن خدا، اصلِ گناهکار بودن ما را تعریف می‌کند، چنان که رسالۀ رومیان ۳:‏۲۳ می‌فرماید، گناه، قاصر ماندن از جلال خداست؛ یعنی که عظمت چیزی دیگر را به عظمت خدا ترجیح داده، و از آن لذت ببریم. گناه در درجۀ اول، در چگونگی رفتار ما با خدا خلاصه می‌شود، نه در چگونگی رفتار ما با دیگران.
اگر توهین به خدا را گناه نبینیم؛ و بارِ این گناه را احساس نکنیم، وحشت جهنم، و یا صلیب خونین مسیح، هرگز برایمان معنایی نخواهند داشت. گناه فقط این نیست که انسان با انسان بدرفتاری کند. گناه در اصل، بدرفتاری انسان با خداست. گناه این است که انسان خدا را رد می‌کند. گناه این است که انسان خدا را نادیده می‌گیرد. گناه این است که انسان چیزهای دیگر را به خدا ترجیح می‌دهد؛ و بدین شکل، انسان خدا را خوار و خفیف می‌شمارد. این اصلی‌ترین هتکِ حرمت در کل عالم است. برای اینکه مجازات هولناکی که حقیقتِ شماره چهار بدان اشاره می‌کند، عادلانه به نظر رسد، باید که این حقایق را احساس کنیم.
همۀ ما خدا را تحقیر کرده، و غضبش را بر خود خریده‌ایم. این بزرگ‌ترین مشکل ماست؛ بزرگ‌تر از مشکلات اقتصادی، بزرگ‌تر از روابط بین‌المللی با عراق، یا کرۀ شمالی، بزرگ‌تر از دشواریهای ازدواج، و بزرگ‌تر از سرطان جانکاه و آزارنده. اولین منظور، و در واقع منظور اصلیِ انجیلِ مسیحی، چاره اندیشیدن برای این مشکل است. چگونه می‌توانیم از داوری عادلانۀ خدا نجات یابیم؟ انجیل، ثمرات فراوان و شگفت‌انگیزی به همراه دارد! اما رهایی یافتن از داوری خدا، اصلی‌ترین ثمره‌ای است که ثمرات دیگر را بر خود استوار می‌سازد.

حال، به انجیل می‌رسیم. بیایید دو حقیقت آخر را در کنار هم بررسی نماییم.

حقیقتِ شماره ۵: خدا یگانه پسرش؛ عیسی را فرستاد، تا شادی و حیات جاودان به بار آورد.
«این سخن، امین است؛ و لایق قبولِ تامّ، که مسیح عیسی به دنیا آمد، تا گناهکاران را نجات بخشد» (اول تیموتائوس ۱:‏۱۵).

حقیقتِ شماره ۶: برکاتی را که مسیح با مرگ خود، بهایشان را پرداخت، از آنِ کسانی است که توبه کرده، و اعتمادشان را بر او قرار می‌دهند.
«پس توبه و بازگشت کنید، تا گناهان شما محو گردد» (اعمال رسولان ۳:‏۱۹).
«به خداوند عیسی مسیح ایمان آور، که نجات خواهی یافت» (اعمال رسولان ۱۶:‏۳۱).

و باز هم می‌توانیم این دو آیه را با هم یکی سازیم. می‌توانیم بگوییم: «چارۀ گناه و تقصیر و محکومیت چیست؟» و پاسخ این است: «به خداوند عیسی مسیح ایمان آور، که نجات خواهی یافت.» اما این پاسخ، در اصل پاسخ کاملی نیست! اگر شما در حال خفه شدن در آب هستید، فریاد زدن و کمک طلبیدن، شما را از خفگی نجات نمی‌دهد، بلکه غریق نجاتان و وسایل امدادرسانی و (در صورت لزوم) تنفس مصنوعی، درمان اصلی هستند. فریاد کمک، فقط شما را به وسیلۀ نجات وصل می‌کند؛ و یا اگر دچار حملۀ قلبی شوید، با مرکز فوریتهای پزشکی تماس می‌گیرید، اما این تماس، درمان اصلیِ شما نیست، بلکه آمبولانس و بهیاران و اِحیای قلب و پرستاران و جراحان و داروها، درمان اصلی هستند. تماس با مرکز فوریتهای پزشکی، فقط شما را به وسیلۀ نجات وصل می‌کند.
توبه از گناه، و ایمان آوردن به عیسی (حقیقتِ شماره شش)، شما را به کار نجاتبخش خدا در مسیح وصل می‌کند. دو هزار سال پیش، مسیح کاری را به انجام رساند، تا ما را نجات بخشد. او آمد؛ و در مقام پسر خدا، کامل و بی‌عیب زیست؛ و به جای همۀ کسانی که اعتماد خود را بر او گذارند، جان داد. رسالۀ اول پطرس ۳:‏۱۸: «مسیح برای گناهان یک بار زحمت کشید؛ یعنی عادلی برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بیاورد.» ایمان ما، اساس نجاتمان نیست، بلکه ما را به اساس نجاتمان وصل می‌کند. مسیح، اساس نجات ماست.
او به جای ما محکوم شد؛ و به جای ما جان داد؛ و عدالت کاملش، جایگزین گناه و نقصان ما شد؛ و رستاخیزش از مردگان، نجات و شادی ما را تا ابدالاباد اثبات نمود و امنیت بخشید. کتاب‌مقدس می‌فرماید: «اما هرگاه مسیح برنخاسته است، ایمان شما باطل است؛ و شما تاکنون در گناهان خود هستید . . . لیکن بالفعل، مسیح از مردگان برخاسته، و نوبر خوابیدگان شده است» (اول قرنتیان ۱۵:‏۱۷، ۲۰). چون او به خاطر ما جان داد و از مردگان برخاست، همۀ آنانی که بر او اعتماد نمایند، از حیات جاودان، و شادی روزافزون برخوردار خواهند گشت.
زندگی‌تان را به او بسپارید. ازدواجتان، و مجرد بودنتان را به او بسپارید. شغلتان، و موقعیت مالی‌تان را به او بسپارید. تندرستی‌تان را به او بسپارید؛ و در شالودۀ همۀ اینها، گناهان و تقصیرات و ترسهایتان را به او بسپارید. او از پیش برای نجات شما دست به کار شده، و آن را به انجام رسانده است. او جان داده، و از مردگان برخاسته است؛ و اگر به او ایمان آورید، نجاتی را که به ارمغان آورده، از آنِ شما خواهد بود؛ و وقتی نجات یابید، دلیل آفریده شدنتان به تحقق خواهد پیوست: جلال خدا، تا ابد در شادی شما بازتاب خواهد یافت.

 



No comments:

Post a Comment

تولد عیسی مسیح شاه شاهان خداوند قدوس بر همگان مبارک

♰به محض اينكه صدای سلام مريم به گوش اليزابت رسيد، بچه در رحم او به حركت درآمد. اليزابت از روح‌القدس پر شد و با صدای بلند به مريم گفت: «خدا ت...