عیسی مسیح معجزات فراوانی داشته است که در کتاب مقدس به آنها اشاره شده است. در هر پست به یکی از آنان اشاره خواهم کرد.
در مورد شفای بیماران عیسی مسیح پسر افسری را که در حال مرگ بود شفا میدهد . این معجزه در یک لحظه و در زمانیکه پدر آن پسر از عیسی مسیح خواست که او را شفا دهد اتفاق می افتد و آن مرد با تمام خانواده اش به عیسی ایمان می آورد. در یوحنا شفای این پسر به شرح زیر آمده است:
43 بعد از دو روز، عيسی از آنجا به ايالت جليل رفت،
44 چون همانطور كه خود میگفت: «پيامبر همه جا مورد احترام مردم است، جز در ديار خويش.»
45 وقتی به جليل رسيد، مردم با آغوش باز از او استقبال كردند، زيرا در روزهای عيد در اورشليم، معجزات او را ديده بودند.
46-47 در اين سفر، به شهر قانا نيز رفت، همانجايی كه در جشن عروسی آب را تبديل به شراب كرده بود. وقتی عيسی در آنجا بسر میبرد، افسری كه پسرش بيمار بود، از شهر كفرناحوم نزد او آمد. او شنيده بود كه عيسی از ايالت يهوديه حركت كرده و به جليل رسيده است. پس به قانا آمده، عيسی را يافت و از او خواهش كرد تا بيايد و پسر او را شفا دهد، چون پسرش در آستانهء مرگ بود.
48عيسی پرسيد: «تا معجزات بسيار نبينيد، ايمان نخواهيد آورد؟»
49آن افسر التماس كرد و گفت: «خواهش میكنم تا پسرم نمرده، بياييد و او را شفا دهيد.»
50آنگاه عيسی فرمود: «برگرد به خانه؛ پسرت شفا يافته است.» آن مرد به گفتهء عيسی اطمينان كرد و به شهر خود بازگشت.
51هنوز در راه بود كه خدمتكارانش به او رسيدند و با خوشحالی مژده داده، گفتند: «ارباب، پسرتان خوب شد!»
52پرسيد: «كی حالش بهتر شد؟» گفتند: «ديروز در حدود ساعت يک بعد از ظهر، ناگهان تب او قطع شد.»
53پدر فهميد كه اين همان لحظهای بود كه عيسی فرمود: «پسرت شفا يافته است.» پس با تمام خانوادهء خود ايمان آورد كه عيسی همان مسيح است.
54اين دومين معجزهء عيسی بود كه بعد از بيرون آمدن از يهوديه، در جليل انجام داد.

No comments:
Post a Comment